زبان اردو داراي اهميت تاريخي زيادي است‌، چون گواهي است بر نفوذ وسيع اسلام در هند، به‌ويژه در اين عصر. اردو از مشتقات هندي غربي است‌، كه خود آن مشتق از سانسكريتي از طريق گويش پراكرايتي است‌. در حالي كه هندي بيش از پيش به اصل خود برمي‌گشت و كلمات‌ سانسكريتي را جانشين واژه‌هاي بيگانه مي‌ساخت‌، اردو با مخلوطشدن با فارسي (و در وهله‌ٴ دوم عربي و تركي‌) در گويش پراكريت به‌وجود آمد. اردو در دوآب‌1 و به‌ويژه در دهلي پديد آمد، كه پايتخت اسلامي بود. اردو نامي تركي است به معني لشكرگاه و سپاه و اهل اردو سپاهياني‌ بودند كه فارسي و هندي را با هم مخلوط مي‌كردند. بدين‌ترتيب‌، زباني تازه به‌وجود آمد. اردو بيشتر به خط فارسي نوشته مي‌شود (با برخي علايم اضافي‌). درحالي‌كه هندي از همان خط سانسكريتي و ترجيحاً دِوانگري استفاده مي‌كند؛ اردو بيشتر يك زبان اسلامي است و هندي‌ زباني هندو.
جالب است كه رشد ادبيات اردو در دره‌ٴ گنگ عليا، كه محل پيدايش آن بود پا نگرفت‌، بلكه‌ اين رشد در دكن پديد آمد و با رشد تصوف همراه بود. هم چنان كه بودا به جاي سانسكريتي به‌ پالي سخن گفت‌،2 اغلب براي اردو واژه‌ٴ هندوستاني به كار برده مي‌شود. اين گمراه كننده است‌، چون اين دو داراي مفهوم واحدي نيست‌. واژه‌ٴ هندوستاني معرف گويش‌هاي مختلف هند است‌، از قبيل هندي شرقي‌، هندي غربي‌، راجستاني‌. مثلاً به تعريف‌هاي زير درباره‌ٴ اردو و هندي توجه‌ كنيد: اردو، زبان هندوستاني فارسي‌شده‌اي است كه مسلمانان فرهيخته بدان تكلم مي‌كنند؛ هندي‌، زبان هندوستاني سانسكريتي‌شده‌اي است كه هندوهاي فرهيخته بدان تكلم مي‌كنند. پيداست كه وقتي با زبان خاص يا ادبياتي سروكار داريم كه اهل آن خودشان آن را اردو مي‌نامند، نبايد از واژه‌ٴ هندوستاني استفاده كنيم‌.

و. چين

شيه يينگ ـ فانگ

محقق چيني (وفات‌: پس از سال 1384م‌).
شيه يينگ ـ فانگ در وو ـ چين در استان كيانگ‌سو زاده شد و به‌خاطر معلوماتش شهرت


1. دوآب (واژه‌اي فارسي معادل واژه‌ٴ بين‌النهرين عربي‌) به ناحيه‌ٴ ميان دو رود گنگ و جُمنا تا محل تلاقيشان در الله‌آباد اطلاق مي‌شود. اين سرزمين طرف‌ غربي اوتارپرادش را تشكيل مي‌دهد. دهلي بر رود جُمناست و درست در لبه‌ٴ غربي آن ناحيه‌.
2. درست‌تر اين است كه بودا به گويش پراكريتي كوسالا يا مادگاها سخن مي‌گفت‌. زباني كه اينك پالي ناميده مي‌شود، قبلاً ماگادهي ناميده مي‌شد. اصطلاح‌ پالي نسبتاً جديد است و متعلق به زمان بوداگوسا (پنجم ـ 1) و در وهله‌ٴ اول اشاره به زبان نيست‌، بلكه اشاره به نوشته‌هاي بودايي به آن زبان است‌. آنچه را كه‌ اروپاييان و علماي جديد بودايي سيلان‌، برمه و سيام پالي مي‌نامند، زبان شريعت بودايي است‌.